تبلیغات
روستای اِواتر (الموت ، عظمت تاریخ بر فراز طبیعت)

روستای اِواتر (الموت ، عظمت تاریخ بر فراز طبیعت)
نویسندگان
نظر سنجی
ارزیابی شما از این وبلاگ چیست؟






پیوندهای روزانه
لینک های مفید
 الموت

 سرزمین الموت
 
الموت بخشی از حوضه آبریز كاسپین است. منطقه الموت یا رودبار الموت در سلسله جبال البرز واقع در شمال شهر قزوین و شمال غرب فلات مركزی ایران قرار دارد. گستره دره الموت غربی  شرقی است و از پل انبوه در شمال غرب، هم مرز با گیلان،از شمال شرق به آخرین روستای این منطقه ( اواتر و روستای پیچ بن) هم مرز با مازندران می باشد. دره الموت از شمال و غرب به استان مازندران، از جنوب به كوه های طالقان و آبیك از جنوب شرق و غرب به قزوین محدود می شود. دره الموت در تقسیمات جغرافیایی به دو منطقه رودبار الموت (الموت شرقی) و رودبار شهرستان (الموت غربی) تقسیم شده است. رودبار الموت به مركزیت معلم كلایه است.

 نام

این منطقه چنانچه حمدالله مستوفی در نزهة القلوب نوشته تا قرن هفتم هجری با عنوان رودبار معرفی می‌شد تا این که با آمدن حسن صباح به آن جا و رواج فرقه اسماعیلیه و فعالیت خداوندان الموت، نوشته شد رودبارالموت و خوانده شد الموت. الموت کلمه ای است مرکب از دو واژه «آله» و «اموت». نویسنده برهان قاطع این کلمه را به فتح الف و لام بر وزن «جبروت» می‌داند و می‌نویسد: «نام قلعه‌ای است مشهور که مابین قزوین و گیلان واقع است و آن را به سبب ارتفاعی که دارد آله آموت گفتندی یعنی عقاب آشیان چه «اله» عقاب و «آموت» آشیان باشد. » برخی نیز آموت را چنانچه در گویش تاتی مردم الموت وجود دارد، به معنای آموخت گرفته‌اند و از آن به این تعریف رسیده اند: عقاب دست آموز. عده ای هم اشاره به این می‌کنند که بن مایه کلمه الموت، ارموت، ارمود، امروت، اربو و امبرود (نوعی گلابی) است و از آنجا که در گویش تاتی گاهی «ر» به «ل» تبدیل می‌شود مثل «برگ» (بلگ)، پس الموت همان ارموت است که «ر» به «ل» تبدیل شده است. محققان بر این نکته متفق القولند که الموت نام مصطلح منطقه کوهستانی شمال قزوین و جایی است که خداوندان الموت، قلعه های تاریخی این منطقه را مقر و پایگاه تبلیغ آیین اسماعیلیه قرار داده بودند. این منطقه در طول تاریخ از «رودبار» به «رودبار و الموت» تغییر کلمه پیدا کرده است، پس از مدتی «رودبار الموت» به بخشی گفته شد که قلعه حسن صباح (در گازرخان) در آن قرار دارد و «رودبار محمدزمان خانی» یا «خشکه رودبار» به منطقه‌ای که قلعه لمسر (لمبه سر یا لمه در یا لمبسر) در آنجاست.

زمین شناسی دره الموت

از نظر زمین شناسی سرزمین الموت مربوط به دوران سوم و چهارم زمین شناسی است. خاك آن رنگین كمانی از طیف خاك های رنگی قرمز، خاكستری و سبز با رگه ها و لایه های گچی آهكی دولومیتی، گرانیت و گدازه های آتشفشانی، منابع فلزی، كانی، خاكی، شن، سنگ و نمك در لایه های بافت روسوبی – پودنگ (كنگلومرایی) می باشد كه بخشی از آن بهره برداری شده است. دره الموت سرزمین بن بست كوهستانی پیاله شكل بسته ای است كه دهانه آن به دشت حاصلخیز قزوین گشوده می شود و در دامنه البرز مركزی جای دارد. این دره بسان پل و گذرگاهی بین سرزمین «ورا البرز» و دشت های «پای كوه البرز» است، و با شبكه راه های متعدد هزار پیچ كوهستانی و محلی به شمال دسترسی دارد، و سرنوشت آن در طول تاریخ از یك سو با دشت قزوین و از سوی دیگر با مازندران . گیلان (طبرستان و دیلمان) پیوند داشته است. بلندی ها و كوه های سر به فلك كشیده البرز در دو سوی دره الموت، این سرزمین را « قلعه پادگان» و پناهگاهی تسخیرناپذیر ساخته است. اقلیم آن آمیزه ای از كوهستان های حاشیه دریای كاسپین و نواحی كوهستانی حاشیه جنوبی رشته كوه البرز مركزی است كه دارای آب و هوایی معتدل و سرد در بخش های پست و در كوهپایه ها و كوهستان سرد است.
 
كوه ها و بلندی های الموت

شمال شرقی این سرزمین كوهستانی چشم انداز شاخه غربی علم كوه به نام «انگشت خدا» است كه نگاه قدسی انسان به طبیعت است. در پسكرانه الموت شاه البرز با قلل پنج گانه آن به ارتفاع 4220 متر خود نمایی می كند. میانگین ارتفاع رشته كوه های دره الموت حدود 3600 متر است. كوه سلمبار و سیالان با ارتفاع 4200 متر در این دره همیشه پوشیده از برف است. از دیگر بلندی های آن خشچال با 4000 متر، شاتان، هودكان و شیر كوه و دره اندج است، این كوه ها با دره ها، غارهای طبیعی و مصنوعی جایگاه بنای قلعه ها و پناهگاه پرورش آموزه ها، عقاید دینی و مذهبی منطقه می باشد. چنانچه نخستین ورود گاه حسن صباح دره اندج و شاید كه زیستگاه پنهانی وی، این غارها و دواطاق تراشیده شده در سنگ به نام دولوكان بوده است؛ این بلندی های طبیعی قلعه گونه، جزئی از سازه معماری دفاعی قلعه ها را تشكیل داده و منظرگاه و چشم انداز آنان بخشی از میراث طبیعی با ارزش منطقه به شمار می آید. این ارتفاعات در معماری امامزاده ها نیز بی تاثیر نبوده است. امامزاده حسن سپهسالار خشكه چال، امامزاده و قدمگاه آتان و مكانهای مقدس الموت كه به این صخره ها سیمای قدسی و الهی بخشیده است.

الموت در تقسیمات جغرافیایی

منطقه بزرگ رودبار و الموت در تقسیمات جغرافیایی کشوری اخیر ایران به دو منطقه رودبار الموت و رودبار شهرستان تقسیم شده است. رودبارالموت شامل سه دهستان می‌شود که عبارت‌اند از:

  • الموت پایین به مرکزیت روستای زوارک
  •  الموت بالا به مرکزیت روستای مینودشت (شترخان)
  • معلم کلایه به مرکزیت معلم کلایه  

رودبار شهرستان نیز سه دهستان

  •  بهرام آباد
  • رودبارمحمدزمان خانی
  • دستجرد 
را شامل می‌شود.  رودبارالموت از شمال به دهستان‌های دو هزار و سه هزار تنکابن، از شرق به قله شاه البرز و طالقان، از جنوب شرقی به طالقان، از جنوب به آبیک و از غرب به دهستان رودبار محمدزمان خانی محدود می‌شود. مرکز این منطقه معلم‌کلایه است و قلعه الموت (مقر حسن صباح در ۵۰۰ متری روستای گازرخان) ، قلعه تاریخی عین‌السلطنه (در روستای زوارک) ، روستای بالاروچ (زادگاه کل احمد، ضد قهرمان داستان عزیز و نگار) ، روستای پیچ بن (مرتفع ترین منطقه رودبارالموت و برخوردار از جاذبه های گردشگری و کوهنوردی) ، روستای ورک (به کسر واو و سکون راء و کاف، زادگاه شیردل شاعر) ، روستای کلان (زادگاه جلال بیگ و ولی خان خواجوی) در آن قرار دارد.   مردم این منطقه در بخش رودبارالموت با مردم تنكابن و در بخش رودبار شهرستان با مردم روستاهای اشكورات، ارتباط فرهنگی و معیشتی بسیار داشته اند. رشته کوههای البرز در منطقه الموت دارای قلل معروف و مرتفعی است و سه محور عمده کوهنوردی در این مسیر به ترتیب عبارتند از:

  •  محور گرما رود - پیچ بن - سیالان با ارتفاع 4250 متر، دهستان سه هزار تنکابن
  • محور اوان خشچال با ارتفاع 4150 متر دهستان دو هزار تنکابن
  • محور هیر - ویار -گون کول اشکور کلاچای

منطقه ی الموت از چشمه های آب های معدنی و گرم مانند «گرم رود» ،« آتان رود » ، «نینه رود» برخوردار است آبهای الموت از چشمه سار و برف آب تاًمین می شود و مهمترین رودخانه های آن « اندج رود» ، « الموت» و« طالقان رود» است. طالقان رود، یازده کیلومتری غرب روستای « شهرک» به رودخانه های اندج و الموت ملحق شده و رودخانه «شاهرود» را تشکیل می دهند. در دامنه های شمالی و جنوبی رشته کوههای البرز از دیرباز ، قلعه های زیادی بنا شده که برخی از آنها مربوط به پیش از اسلام است این قلعه ها در طول تاریخ مقر و پناهگاه بسیاری از سلاطین و حاکمان محلی از جمله حسن صباح بود.

روستاها و آبادی ها

 آبادی ها و روستاهای كوچك و بزرگ در طول دره الموت به شكل خوشه ای پراكنده شكل گرفته اند. این آبادی ها به صورت لكه های سبز زمردی در دره جلوه می نماید. زمانی كه مه دره را فرا می گیرد این آبادی ها مانند سیارات در فضا معلق می گردند.
 
انسان، زندگی، الموت
 
آنچه به دره الموت ارزش بخشیده روح انسانی – ایرانی است كه در آن جریان دارد. انسان با برداشت آگاهانه و یا ناخودآگاه خود در این سرزمین در طی تاریخ از همه توانمندی های آن بهره جسته است. مردم این دره با شناخت و برداشت آگاهانه از توانمندی های طبیعی آن توانسته اند خود را با طبیعت وحشی و دست نخورده سازگار كنند. با پشتوانه باور و ایمان قوی توانسته اند زیستگاه هایی با اقتصاد خودبسنده بنا نهند. برپایی قلعه ها برفراز بلندی های شكوهمند با پرتگاه های سهمگین نشان كامیابی انسان از طبیعت است. انسان الموتی سخت كوش و پرتلاش در طی هزاره ها باخودبسندگی و باور، سرنوشت خود را رقم زده است.
 
زبان

زبان این مردم تاتی و بقولی دیلمی است. زبان رایج در کوهستان جنوب گیلان که گستره منطقه کوهستانی اشکور تا علی آباد منجیل و از شمال تا سراوان رشت و شمال قزوین و کوهه ای غرب مازندران را در بر می گیرد. مردم روستاهای الموت به جز دو روستای "كرد" زبان و پنج روستای "ترك" زبان و روستاهای "مراغی" زبان، باقی به گویش "تاتی" سخن می گویند. پروفسور یارشاطر در یادداشت های مختلف خود درباره الموت و زبان تاتی می گوید: "نگوییم زبان تاتی، بگوییم زبان مادی. "

سرزمین مقدس الموت

وجود درخت مقدس خونبار زرآباد، صدها امامزاده در آبادی ها و بیش از 170 سال حضور پیروان مذهب شیعه اسماعیلی در منطقه و عشق به امام علی و امام حسین (ع) با برگزاری مراسم مذهبی در این دره به آن سیما و ویژگی تقدیس داده است و میراث معنوی این سرزمین را به وجود آورده اند.

زمان؛ میراث تاریخی

سرزمین الموت با ویژگی اقلیمی مناسب و موقعیت خاص جغرافیایی حداقل از دوم پیش از میلاد زیستگاه مردم بوده است. مطمئنا این دره در دوره تاریخی از مناطق مهم به شمار می آمده. گفته می شود بنای اولیه بسیاری از قلعه های منطقه در این دوران ساخته شده است. طبق نوشته های تاریخی در سده های نخست اسلام این منطقه بخشی از سرزمین دیلم بشمار می آمده و تحت فرمانروایی دیلم چون ملوك جستانی بوده است. حسن صباح رهبر فرقه نزاریه اسماعیلیان كه زندگی وی با افسانه در آمیخته است، گویند دوران كودكی اش همزمان با سلطنت مسعود غزنوی (421-433) هجری- قمری بوده است. پدرش علی بن محمد بن جعفربن حسین بن محمد بن صباح حمیری عربی یمنی تبار از مردم كوفه بود. وی از كوفه به قم، شهر شیعه نشین مهاجرت كرد، پس از قم به ری رفته و حسن در آنجا زاده شد و بر مذهب شیعه اثنی عشری تعلیم و تربیت یافت. در ری كه از مراكز فعالیتهای اسماعیلی بود، حسن صباح كیش اسماعیلی را پذیرفت.او برای آموزش بیشتر به قاهره رفت. وی از سال (471-473) در مصر به تعلیم پرداخت. در طی نه سال بهد وی برای اشاعه كیش خود در داخل این مسافرت های زیادی كرد.
  
دوران اسماعیلیه- دوران حسن صباح بنیان گذار بلده الاقبال الموت- دارالملك الموت

 در سال 483 هجری قمری، حسن صباح، رهبر فرقه نزاریان اسماعیلیه در ایران، سرزمین الموت را كه كلید دروازه دیلمان تا گیلان بشمار می آمد و مكانی صعب العبور و غیرقابل دسترس با وجود استحكامات طبیعی كوهستانی بود، به عنوان پایگاه مبارزه و تبلیغ و جذب پیروان در ایران برگزید. نخستین ورودگاه او به الموت، دره اندج بود. حسن صباح دره الموت را بلده الاقبال نامید. قلعه ها یا دارالهجره به صورت «قلعه شهرك ها» به مدت نزدیك به دو سده كانون و پایگاه مبارزه و تبلیغ دینی بوده است. دره الموت در سال 654 هجری قمری پس از دو سده مقاومت در زمان ركن الدین خورشاه آخرین فرمانروای اسماعیلیان تسلیم هلاكوخان مغول گردید. فرآیند نزدیك به دو سده حضور و فعالیت اسماعیلیان در این منطقه بنای قلعه های بی شماری در این سرزمین است. در دره الموت نزدیك به 20 « قلعه شهرك ها» در بلندی هایی تحسین برانگیز با پرتگاه های سهمگین و هولناك به جامانده از دوران فرمانروایی اسماعیلیه در منطقه، یادگار ماندگاری از این دوران است. نام آورترین این قلعه ها: قلعه حسن صباح (دارالملك) كه « مركز و هسته اصلی منظر فرهنگی الموت است » شیركوه، نویزر شاه گرمارود، قلعه شمس كلایه، قسطین لار، ایلان، شهرك، قلعه آوه، و قلعه لمبسر در رودبار شهرستان كه (نایب الحكومه و زمستان گاه الموت) است. مجموعه زنجیره ای این قلعه ها كه بر سر راه های دسترسی به دره الموت بنا شده است، محدوده منظر فرهنگی الموت را كه منطبق با محدوده طبیعی و تاریخی آن است تعیین و مشخص كرده كه هسته اصلی اثر، قلعه حسن صباح و منظر فرهنگی وابسته به آن است.

قلعه های الموت

از جمله مهمترین قلاع ناحیه رودبار و الموت می توان به «قلعه حسن صباح مركز فرمانروایی دارالملك الموت»،«قلعه لمبسر نایب الحكومه و زمستان گاه فرمانروایان در رازمیان» ،«قلعه شیركوه»،«قلعه نویزرشاه گرمارود»،«قلعه شمس كلایه»،«قلعه آوه»،«قلعه اندج» و«قلعه قسطین لار» اشاره کرد.  

كاخ قلعه الموت (قلعه حسن صباح) / دارالملك الموت»

بر پایه متون تاریخی قلعه حسن صباح «دارالملك الموت» و مركز فرمانروایی دولت نزاریان است. گفته شده كه یكی از ملوك جستانی از زیدیان علوی در سال 246 قمری به نام "الداعی الی الحق حسن بن زید" بر كوهی در دره الموت قلعه ای بنا كرد كه همان قلعه حسن صباح بوده است. گویند حسن صباح، رهبر فرقه نزاریه اسماعیلیان در ایران، در سال 483 قمری كه حروف اله موت به حساب جمل تاریخ صعود اوست بر الموت، به نام دهخدا برآن سكونت یافت و به سه هزار دینار زر، قلعه الموت را از مهدی علوی زیدی با آمیزه افسانه به اندازه چرم گاو خریداری كرد. حسن صباح به مرمت و تجدید بنای قلعه پرداخت، استحكامات آن را تعمیر و مخازن و منابع تامین آب آن را اصلاح كرد. شبكه آبیاری و كشت غلات را در دره الموت گسترش داد و بهبود بخشید و درختان بسیار در آنجا كاشت و بهشت تمثیلی را بنا كرد. با دیدگاهی خردمندانه در الموت كتابخانه های قابل توجهی تاسیس شد كه نه تنها همه گونه كتب و نوشته های دینی از جمله آثار اسماعیلی در آنها بود بلكه نوشته ها و آلات و ابزار علمی نیز در آنها یافت می شد. اسماعیلیان به رشته های مختلف علم و دانش علاقمند بوده اند. دانشمندان نامور و بزرگ مسلمان همچون خواجه نصیر طوسی به مدت 22 سال در الموت دانش آموخت و شاید رصدخانه مراغه كه طرح و نقشه آن از اوست از روی پیش نمونه ای كه در الموت بوده است، بنا شده باشد. قلعه حسن صباح هسته اصلی و مركز منظر فرهنگی الموت در شمال شرق روستای گازرخان از توابع معلم كلایه است. بقای قلعه در دامنه كوه جنوب غربی هودكان از رشته كوه البرز مركزی برروی صخره ای كشیده پودنگی كنگلومرائی با دره ها و پرتگاه های سهمگین در پیرامون قرار دارد. این صخره ارتفاعی 220 متر از زمین های اطراف دارد و بلندی آن از سطح آبهای آزاد 2163 متر است. این صخره قلعه مانند بخشی از معماری و استحكامات قلعه به شمار می آید كه تسخیر ناپذیر و غیرقابل نفوذ بوده است و با دیده بانی های بی شمار در تمام جبهه ها، برجكها و دیوارهای حفاظتی داشته كه پایداری آن را تقویت می كرده است. وسعت این قلعه بیش از 20000 متر مربع است كه برروی شیب صخره در سطوح مختلف آن بناهای مورد نیاز قلعه بنا شده است و از تمامی شیبها و سطوح بهره برداری كامل شده است. تخمین می زنند 8000 مرد و 900 چهارپا در قلعه می زیستند. به علت متروك شدن و شرایط جوی در طی زمان به كلی این قلعه ویران شده و تنها بقایای دیوارها و برجهای شكسته آن باقی مانده است. بقایای دیوارها و برجها و دیده بانی های سنگی با ملاط گچ بر پیرامون صخره دیده می شود. پیش از كاوش ها، سطح قلعه با خاك پوشیده و سطحی نامشخص و ناهموار داشت از سال 1381 با كاوش های هر ساله بخشی از آثار مشخص گردیده كه با این كاوشها بازسازی و بازنمائی معماری قلعه و دوره های آن امكان پذیر شده است. قلعه دارای دو بخش «قلعه بالا» و «قلعه پایین» است، بخش قلعه پایین دارای پلكان و شیب پله محدود در دو دیواره محافظتی، دروازه با برج های دیده بانی و اطاقك های محل زیست و كارگاه است. بخش قلعه بالا با دیواره و برج های جنوب شرقی با ارتفاعی بیش از 16 متر بلندتر از قلعه پایین است و با مسیر پلكان با 14 پا خور با اطاقهای نگهبانی دو طرف به بالا راه می یابد. بالای سطح « قلعه بالا» مقر اصلی فرمانروایان اسماعیلیه در طی 170 سال بوده است كه آثار آن در زیر ساخت و ساز دوره های (صفوی . قاجار) مدفون است كه طی كاوش های هفت ساله بخشی از ویرانه های آن به دست آمده است. قلعه بالا را می توان به سه بخش مجزا تقسیم بندی كرد: دیوار، برج، بارو و پلكان اصلی و صحن و سر در اصلی با جهار صفه؛ ایوان شمالی با سر در آجری پركار، صحن چهارگوش میانی با سردابه در میان صحن، ایوان جنوبی با سر در بلند با ارتفاع باقیمانده 5 متری از آن با آجركاری های پركار دوره اسماعیلیه با سه دوره ساختاری (سده 5-6-7 هجری دوره اسماعیلیه) كه احتمالا محل اقامت و همچنین مسجد فرمانروای قلعه (حسن صباح و جانشینان وی بوده است) و دو تالار جانبی شرقی و غربی است كه معماری با شكوه آن یادآور و قابل قیاس با كاخ خلفای بغداد و بناهای هم زمان آن است.

مخزن آب

بر شیب غربی، در ارتفاع 2135 متری از سطح دریا مخزن آبی به طول 40/12 متر و عرض 20/3 تا 75/1 متر و حدود 4 متر عمق است كه به طور ثابت در آن همیشه آب وجود دارد. عمق آن در تابستان حدود 2 متر است در غرب آن اطاق یا انباری كنده در سنگ است كه در آن درخت انگوری روئیده است كه بر پایه افسانه های مردمی حسن صباح این درخت را كاشته است. 

قلعه لمبسر

قلعه شهر لمبسر «نایب الحكومه و زمستان گاه الموت» با بیش از 6 هكتار وسعت بزرگترین قلعه سرزمین الموت است و در سه كیلومتری شمال شرقی رازمیان در الموت غربی (رودبار شهرستان) قرار دارد كه بر بلندی در دامنه جنوبی زردچال قرار گرفته و ارتفاع آن از سطح دریا 1225 متر و از سطح دره های پیرامون 100 متر است، دره های عمیق نینه رود ولمه در دسترسی به قلعه را از شرق و غرب غیر ممكن ساخته است.گستره قلعه شمال شرقی – جنوب غربی است. درازای آن 500 متر و پهنای آن نزدیك به 160 متر است و دارای دو بخش قلعه پایین و قلعه بالا است، كه 150 متر از یكدیگر اختلاف سطح دارند و دارای دو دروازه شمال شرقی و جنوب غربی است. بقایای دیوارها و برج های عظیم با قطری بیش از یك متر در بخش جنوب شرقی و جنوب غربی به جای مانده است و نزدیك به 13 مخزن آب و انبار ذخیره كه در سنگ كنده شده در جای جای قلعه دیده می شود. تاریخ بنای اصلی قلعه را به پیش از اسلام نسبت می دهند. كیا بزرگ امید یكی از داعیان اسماعیلیه و یار حسن صباح كه پس از درگذشت او جانشین و فرمانروای الموت گردید، این قلعه را در بیستم ذی القعده سال 489 تصرف كرد. این قلعه جایگاه مهمی در تاریخ الموت در طی 170 سال فرمانروایی اسماعیلیان در الموت داشته است تا جایی كه در مقابل محاصره و یورش مغولان چند سال پایداری كرد.

قلعه شیر كوه 

این قلعه كه بیدلان نیز خوانده می شود در نزدیكی روستای باغدشت و بر فراز قله ای به ارتفاع 1851 متر از سطح دریا واقع شده است، كه بر دروازه (طالقان-الموت) قرار گرفته و به خاطر تسلطش بر سراسر منطقه، گلوگاه مهمی برای رویارویی با مهاجمانی است كه به دره گام می گذارند. راه دسترسی به قلعه بیدلان بسیار دشوار است و به دره هایی با عمق بیش از 600 متر منتهی می گردد و با دیوارهای بلند و برج های مستحكم تسخیرناپذیر می باشد. غیراز بقایای دیواره ها، هشت مخزن بزرگ آب با عرض تقریبی 75/1 و درازای 6 تا 16 متری در دل سنگ كنده شده اند، برج ها، گذرگاه سرپوشیده و سنگرهای نگهبانی كنده شده در دل تخته سنگها را باید از بقایای قلعه شیركوه نام برد.

كاروانسرای پیچه بن

كاروانسرا یا پناهگاه زمستانی كوهستانی پیچ بن در پایانه شمال شرقی سرزمین الموت بر سر راه قدیم الموت به تنكابن قرار دارد. چشم انداز زیبای آن مشرف بر دره سلمبار مازندران است. زیر بنای آن 242 متر مربع است و دارای 5 اطاق و یك اسطبل است و از سنگ و ملاط گچ بنا شده است. از سال 1383 پایگاه میراث فرهنگی الموت این كاروانسرا را به منظور بهره برداری با كاربری پیشین مرمت و بازسازی كرده است.

غارهای طبیعی

الموت غارهای طبیعی بیشماری در منطقه الموت وجود دارد كه بعضی از آنها زیستگاه انسان در طول تاریخ بوده است. چون غارهای دلوكان و اندج در رودبار الموت، میلك و اكوجان در رودبار شهرستان و غار سفید آب در 4 كیلومتری شمال روستای سفید آب، در دل كوه سفید چشمه به ارتفاع تقریبی 2400 متر از سطح دریا غار شگفت انگیز سفید آب واقع شده است. این غار به خاطروجود آب بسیار، دهلیزهای عمودی فراوان- كه فرود بعضی چاه روهای آن به عمق پنجاه متر می رسد- استالاكتیت و استالاكمیت های جوان و بافت های گل كلمی در سطوح مختلف آن مورد توجه غارنوردان و توریست های ماجراجو است. زمین شناسان بر اساس سنگ های آهكی رسی مربوط به سازند روته سن غار سفید آب را بین 250 تا 290 میلیون سال تخمین زده اند. غار ولی در پنج كیلومتری جنوب غربی روستای گشنه رود از بخش رودبار شهرستان در ارتفاع 1620 متری قرار دارد كه حدود 250 میلیون سال قبل بر اثر انحلال سنگهای آهكی سازند روته تشكیل شده و متعلق به دوره پرمین و اواخر دوران اول زمین شناسی است. این غار از نوع مرطوب بوده و دارای یك تالار اصلی و چند تالار فرعی به مساحت حدود یكصد متر و ارتفاع بیست متر می باشد كه هوایی ساكن و سرد دارد. بعضی از شواهد از انسان زی بودن این غار در گذشته های دور حكایت دارد.

آرامگاه های سنگی حسن آباد و شاه كوه 

در گورستان قدیمی دامنه شاه كوه و روستای حسن آباد كه در كنار شاهرود واقع شده سه بنای سنگی وجود دارد كه به دوران پیش از اسلام منسوب است.
آرامگاه سنگی حسن آباد بر پایه مكعب مستطیلی به طول 80/5 و عرض 50/4 متر بنا شده و كنبدی مخروطی شكل به ارتفاع 4 متر را به وجود آورده كه شكل آن از داخل به صورت هرم است.

آبهای الموت

رودهای بیشمار بزرگ و كوچكی در دره الموت جریان دارد كه سرچشمه زندگی و هستی در این دره می باشند. رود الموت و اندج رود در منطقه ای در شیركوه به نام دوآب در شاهرود كه رود اصلی دره الموت است با شاخه دیگر نینه رود به می پیوندند و نهایتاً به سفیدرود می ریزد كه در پایان به دریای كاسپین (مازندران) سرزیر می شوند. آبراهه های دیگر دره، تارولات، آتان رود، اندج رود، گزا رود و چشمه سارهای فراوان در دامنه كوهسارها است.

دریاچه اوان

دریاچه زیبای اوان كه چون نگینی فیروزه ای در حلقه چهار آبادی اوان، وربن، زواردشت و زرآباد می درخشد 1800 متر از سطح دریا بلندتر و بیش از 70000 متر مربع وسعت دارد. سرچشمه این دریاچه چشمه های موجود در كف دریاچه می باشند و به شكل حفره ای است كه عمیق ترین بخش آن به عمق 5/7 متر در جنوب شرقی دریاچه است. این زیستگاه با گونه های جانوری چون انواع ماهیان قزل آلای رنگین كمانی، كپور، اردك ماهی، خرچنگ، لاك پشت، اردك های وحشی، پرندگان و حشرات چون سنجاقكها و تیره های گیاهی متنوع چشم انداز شگفت انگیزی است كه آرام بخش و پذیرای گردشگران می باشد.

جانوران الموت

بخشی از طبیعت این دره حاصلخیز و رمز آمیز، جانوران وحشی و اهلی آن است. وجود جانوران وحشی چون پلنگ، خرس، گراز،خرگوش، راسو، بزكوهی، شغال، كل و پرندگان شكاری چون عقاب كه گونه كمیاب سفید آن در الموت دیده می شود و همچنین گونه های شاهین یا به گویش محلی «ال» كه نام (الموت برگرفته از این پرنده است) تیهو، كبك و دیگر پرندگان گوناگون و زیبا، انواع خزندگان و حشرات بی نظیر پیرامون دریاچه اوان، انواع زنبور عسل وحشی و پرورشی كه منابع تولید عسل بسیار مرغوب این سرزمین می باشد، مجموعه ای بی نظیر از حیات زیست را به وجود آورده. دام پروری بخشی از اقتصاد این پهنه است و دسته های كوچك رمه های گوسفند، بز و گاو این منطقه خانوارها را خود كفا ساخته و به تازگی حوضچه های پرورش ماهی رود خانه ای منبع تازه ای برای تغذیه و درآمد می باشد.

گیاهان الموت

سرسبزی و حاصلخیزی این منطقه چشم انداز باشكوه دره را پدید می آورد. گیاهان خودروی وحشی كه دارای ارزش سرشار دارویی است در دامنه كوه ها می رویند. كما، ناس، زیره وحشی، زرشك، تمشك، ریواس، شیرین بیان، گون و كتیرا با مصارف دارویی از گذشته به ویژه كابرد آن در دوره اسماعیلیه از شهرت بسیاری برخوردار است.

گیاهان خودرو و داروئی الموت

كشت دیمی گندم، جو و یونجه و شالیزارهای برنج در كنار رودها و باغهای میوه به ویژه فندق، گردو، گیلاس، تاكستانها، درختان بید و تبریزی كه پرده نقاشی مینیاتوری را آفریده اند حاصل كاشت مردم این منطقه می باشد. درخت های خودروی زالزالك و بقایای جنگل های پراكنده ارس (سرو كوهی) نیز در جای جای منطقه خودنمایی می كند. هنر صنایع دستی و سوغات الموت روستائیان در آبادی های پراكنده دره الموت برای رفع نیازهای روزانه با مواد و مصالح بوم آورد هنرهای سنتی الموت را آفریده اند. كارگاه های خانگی جایگاه آفرینش انواع هنرها و صنایع كاربردی است. از شمار هنر های دستی الموت پاچه بافی، چادرشب، ایزار یا سفره نان، كرباس، صوف یا چهارنالی، جاجیم بافی، موج بافی، جل، پن بافی، نمد مالی، قالی بافی، سبد بافی، جوراب بافی، گیوه دوزی و نجاری است. با كوشش در شناخت و معرفی صنایع دستی سرزمین الموت و با پشتیبانی برای زنده سازی این هنر ها و به روزآمد كردن آن می توان برای آنها كاربری و بازار تازه یافت تا پیشكش و توشه گردشگران گردد.    

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
لینک های مفید