تبلیغات
روستای اِواتر (الموت ، عظمت تاریخ بر فراز طبیعت) - قلعه الموت (قلعه حسن صباح)

الموت، یادمان آشیانه عقاب

قلعه الموت جزو مهمترین قلعه های ایرانی است که در منطقه رودبار قزوین واقع شده و به دلیل سکونت حسن صباح ، از بزرگترین مبلغان فرقه اسماعیلیه و مخالفین حاکمان بغداد و سلسله سلجوقیان به آشیانه عقاب شهرت دارد. این دژ که بر فراز صخره ای منحصر به فرد ساخته شده امروز جزء مناطق مهم گردشگری کشور محسوب می شود و سالیانه صدها هزار گردشگر داخلی و خارجی از آن دیدن می کنند.

قلعه الموت یکی از مهم ترین کانون های تاریخی - فرهنگی ایران از سده سوم هجری تا دوره صفویه محسوب می شود و به شماره ۷۲۵۲ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این دژ نخستین بار از سوی «ایوانف» شرق شناسی روسی تبار در سال ۱۳۳۶ از قسمت شمالی کشف شد و سپس سطح آن توسط پیتر ویلی شرق شناس در سال ۱۳۳۹ مورد کاوش قرار گرفت. قلعه الموت مجددا پس از انقلاب اسلامی نخستین بار از سوی فاطمه کریمی از باستان شناسان سازمان میراث فرهنگی وقت کشور در بخش شمالی مورد کاوش قرار گرفت و پژوهش های باستان شناسی این دژ در قالب پروژه فرهنگی - تاریخی از سال ۱۳۷۹ به حمیده چوپک به عنوان سرپرست سپرده شده و هنوز ادامه دارد.

کاوش های باستان شناسی قلعه الموت که تا کنون منجر به خوانا سازی بیش از ۴ هزار متر مربع از قلعه شده، امروز بخش های مهمی از قلعه را به ما نشان می دهد. پیش از این کاوش ها تنها روی قلعه برآمده گی های چند دیوار دیده می شد که چندان خوانا نبودند. اما کاوش ها باعث شد تا بسیاری از راه های قلعه، راه روها، دیوارها، جرزها و اطاق های آن نمایان شود. این کاوش ها باعث شد تا هر سال گردشگران با بخش های تازه ای از قلعه آشنا شوند و تصویر جدیدی از قلعه الموت را ببینند.

دژ حسن صباح هسته اصلی سرزمین الموت در شمال شرق روستای گازرخان از توابع معلم کلایه است. بقایای دژ در دامنه کوه جنوب هودکان از رشته کوه البرز مرکزی بر روی صخره ای کشیده، پودنگی، کنگلو مرایی با دره ها و پرتگاه های سهمگین در پیرامون قرار دارد. این صخره ارتفاعی ۲۲۰ متر از زمین های اطراف دارد و بلندی آن از سطح آبهای آزاد ۲۱۶۳ متر است.

این صخره دژمانند بخشی از معماری و استحکامات دژ به شمار می آید که تسخیرناپذیر و غیرقابل نفوذ بوده است و با دیدبانی های بی شمار در تمامی جبهه ها، برج ها و دیوارهای حفاظتی داشته که پایداری آن را تقویت می کرده است. وسعت این دژ بیش از ۲۰ هزار متر مربع است که بر روی شیب صخره در سطوح مختلف آن بناهای مورد نیاز دژ بنا شده است و از تمامی شیب ها و سطوح بهره برداری کامل شده است. تخمین می زنند ۸۰۰۰ هزار مرد و ۹۰۰ چهر پا در قلعه می زیستند.

قلعه الموت که دو قلعه بالا و پایین را در بر می گیرد، به صورت بنای سترگی بر فراز صخره ای سنگی بنا شده و دیوارهای چهارگانه آن به تبعیت از شکل و وضع صخره ها ساخته شده اند؛ از این رو عرض آن به خصوص در قسمت های مختلف فرق می کند.

از برج های قلعه، سه برج گوشه های شمالی و جنوبی و شرقی هم چنان برپای اند و برج گوشه شرقی آن سالم تر است. دروازه و تنها راه ورود به قلعه در انتهای ضلع شمال شرقی قرار دارد. مدخل راه منتهی به دروازه، از پای برج شرقی است و چند متر پایین تر از آن واقع شده است.

در این محل، تونلی به موازات ضلع جنوب شرقی قلعه به طول شش متر و عرض دو متر و ارتفاع دو متر در دل سنگ های کوه کنده شده است. با گذشتن از این تونل، برج جنوبی قلعه و دیوار جنوب غربی آن، که روی شیب تخته سنگ ساخته شده، نمایان می شود. این دیوار بر دشت وسیع گازرخان که در جنوب قلعه قرار دارد، مشرف است؛ به نحوی که دره الموت رود از آن دیده می شود.

همچنین در سمت غرب قلعه، قبرستانی قدیمی معروف به «اسبه کله چال» وجود دارد که در بالای تپه مجاور آن، بقایای چند کوره آجرپزی نمایان است. در قله کوه هودکان نیز پیه سوزهای سفالین کهن به دست آمده است.

بر شیب غربی، در ارتفاع ۲۱۳۵ متری از سطح دریا مخزن آبی به طول ۴۰/۱۲ متر و عرض ۳۰/۳ تا ۷۵/۱ متر و حدود چهار متر عمق است که بطور ثابت در آن همیشه آب وجود دارد که عمق آب در تابستان حدود دو متر است .

قلعه الموت محل مبارزات حسن صباح بوده است. وی یکی از مخالفین خلفای بغداد و پادشاهان سلسله سلجوقیان بود. حسن صباح با استقرار در الموت طی ۳۵ سال هدایت فرقه اسماعیلیه و تبلیغ آن به مبارزات خود ادامه می داد. بر همین اساس قلعه الموت علاوه بر شگفتی های معماری که در ادامه به آن می پردازیم، به لحاظ تاریخی و معنوی نیز جایگاه ویژه ای دارد.

گفته می شود که حسن صباح در قم و در خانواده شیعی به دنیا آمد. پدرش علی بن محمدبن جعفربن حسین بن محمدبن صباح حمیری، عربی از مردم کوفه بود که برای خود نسب یمنی ادعا کرد. در پی سفر خانواده صباح از قم به ری رفتند که آنجا مراکز فعالیت اسماعیلی بود.

می گویند حسن صباح مردی برجسته و شگرف بود. سیاستمداری مدیر و مدبر، سازمان دهنده ای توانمند، متفکر، پارسا و مردی پرهیزکار بوده است. وی را سید نا «سرور ما» می نامیدند. گویند حسن صباح کتابخانه ای در الموت داشته و دانشمندی بوده است که به دانش های ستاره شناسی و داروسازی گرایش داشته است. حسن صباح تا زمان مرگ به مدت ۳۵ سال در دژ الموت زیست و به مبارزه، مقاومت، آموزش، تبلیغ مرام و اندیشه خود پرداخت. وی و پیروان فدائی او در سراسر سرزمین های اسلامی در تاریخ سیاسی و نظامی این مقطع تعیین کننده و تاریخ ساز بوده اند.

پس از صباح جانشین او «بزرگ کیا امید» که ازمردم رودبار بود راه وی را تداوم داد و مدت ۱۴ سال حکومت کرد. وی در ۵۳۲ ه.ق درگذشت و در دوره او تغییراتی در معماری دژ انجام شد و تاسیساتی به آن افزود. پس از وی پسرش «محمد» فرمانروای الموت شد و تا سال ۵۵۷ ه.ق حکومت کرد. پس از او «حسن دوم» فرمانروایی الموت را بدست گرفت. وی در رمضان ۵۵۹ اعلام قیامت کرد و خود را امام خواند. حسن دوم درسال ۵۶۱ کشته شد. پس از او پسرش «نورالدین محمد» به مدت ۴۴ سال حکومت کرد. گفته می شود او راه پدر را ادامه داد. «محمد دوم» در ۶۰۷ ه.ق درگذشت و پسرش «حسن سوم» با لقب «جلال الدین» فرمانروای الموت شد. وی پس از ۱۱ سال حکومت درسال ۶۱۸ درگذشت و پسر او علاالدین محمد جانشین او شد. وی در سال ۶۵۳ در شیرکوه الموت کشته شد و پس از او پسرش «رکن الدین خورشاه» که آخرین فرمانروای الموت است به حکومت رسید. خورشاه نیز در حمله هولاکوخان به قلعه الموت شکست خورد و به این ترتیب داستان فرقه اسماعیلیه در الموت پایان یافت.

دردوران صفوی ، دژ حسن صباح به عنوان تبعیدگاه مخالفان سیاسی استفاده شده است که درمتون از آن به نام فراموشخانه یاد می شود. در آن زمان روی ویرانه های دژ بناهایی ساخته اند که مانع شناسایی دقیق معماری آن می شود.

در سال ۱۳۸۳ ضلع غربی قلعه مورد کاوش قرار گرفت که طی آن پلکان اصلی ورودی قلعه کشف شد. کشف این پلکان نشان می دهد که یاران حسن صباح با اسب وارد قلعه می شدند. به گفته «حمیده چوبک» ، سرپرست پایگاه پژوهشی الموت و کاوش های باستان شناسی آن حسن صباح برای این منظور نوعی معماری خاص را در قلعه ایجاد کرده بود که به وسیله پله پله کردن سطح دره، اسب به راحتی از دیواره دژ بالا می آمد. در همین کاوش ها اصطبل قلعه نیز پیدا شد که متاخرتر از دوره حسن صباح بوده است. به گفته چوبک، این مساله نشان می دهد که در دوره های صفویه که این قلعه زندان بوده است به شدت از آن حفاظت می شده و اسب نیز در قلعه نگهداری می شده است.

چوبک می گوید: «کشف کارگاه آهنگری، نجاری، کاشی کاری های دوره صفویه که عموما برای زندان استفاده نمی شده است، قلیان، تزیینات لباس و فلز به همراه سگک کمربند های کشف شده نشان از آن دارد که اشخاص مهمی در دوره صفوی، در این دژ زندگی می کردند.»

اما مهمترین بخش کاوش های باستان شناسی طی سه سال گذشته کشف بقایای دیوارها، اطاق ها و جرزهای دوره سلجوقی بوده است. با کشف این بقایا، رازهای سر به مهری از چگونه گی ساخت قلعه و استفاده از آن فاش شد. جالب آن که کاوش های باستانی شناسی قلعه تاریخی الموت منجر به کشف قطعات شکسته آجرهای کتیبه دار به خط کوفی شد که به سردرعالی قلعه مربوط می شود. این قطعات شکسته یادآ ور شکوه سردر در حدود ۹۰۰ سال پیش است.

چوبک می گوید: «این سردر آجرکاری هایی داشته است که بی شباهت به آجرکاری های برج های دوقلو خرقان نیست. کشف کتیبه های آجری به خط کوفی به ما یادآوری می کند که این سردر در زمان گذشته از چه شکوهی برخوردار بوده است.»

در پی این کاوش ها بیش از ۴ هزار متر از فضای مسکونی و بخش های قلعه نمایان شد و هیات کاوش پس از پایان کار مرمت این فضاها را آغاز کردند. اتاق ها، راهروها، ورودی ها، فضاهای پلکانی، و اطاق فرماندهی قلعه از جمله فضاهای کشف شده بود که توسط پایگاه پژوهشی الموت مورد مرمت قرار گرفت. هرچند هنوز بخش هایی از اطاق های کاوش شده به دلیل سختی عبور و مرور هنوز برای گردشگران باز نشده است اما پایگاه پژوهشی الموت همچنان به دنبال راه چاره ای برای بازدید عمومی این بخش ها است.

یکی دیگر از بخش های قلعه سردابه آن است که هنگام آواربرداری کشف شد. هدف از این آواربرداری، برداشتن برخی لایه های میان دوره صفویه الموت و دوره اسماعیلیه برای حفظ دوره صفوی بوده و از سوی دیگر هیات باستان شناسی قصد داشت به صحن دوره اسماعیلیه نیز دسترسی پیدا کند که دو سردابه نیز کشف شد.

در هفتمین دوره کاوش های باستان شناسی قلعه الموت، ستون ها و سردر ورودی مسجد یا دارالعماره این قلعه تاریخی نیز کشف شد. این سردر که در دو طرف به صورت قرینه با تزئینات هشت گوش و آجرکاری و کاشی های فیروزه ای در وسط قرار دارد، در بخش شمالی این بنا واقع شده است و مربوط به بخش اصلی مسجد یا دارالعماره دژ حسن صباح با پنج متر پهنای ورودی است.

الموت هنوز هم یکی از بحث انگیزترین آثار تاریخی کشور است. این قلعه سال هاست که مورد توجه پژوهشگران و تاریخ نویسان بوده و هنوز هم بسیاری از پژوهشگران جدید به دنبال یافته های تازه و تحلیل های جدیدی از این قلعه و ساکنان تاریخی آن دارند. به نظر می رسد پژوهش در الموت پایان ندارد و همواره باید در انتظار نظریات جدید علمی و باستان شناسی آن بود.

منبع:

www.aftab.ir

لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • تک جوک